نوزاد انسان بدون هيچ فرهنگي متولد مي شود. او بايد به وسيله والدين، معلمان و افراد ديگر به موجودي با مهارت هاي فرهنگي و اجتماعي تبديل شود. فرآيند عمومي كسب فرهنگ (فرهنگ پذيري) به عنوان اجتماعي كردن نام گذاري شده است. ما در جريان اجتماعي شدن زبان فرهنگي را كه در آن متولد شده ايم، ياد مي گيريم همين طور نقش هايي را كه بايد در زندگي ايفا كنيم. مثلاً (در جريان اجتماعي شدن) دختران ياد مي گيرند چگونه فرزند، خواهر، دوست، همسر و مادر باشند. علاوه بر اين، آن ها با نقش هاي شغلي كه جامعه براي آن ها در نظر گرفته آشنا مي شوند.ما همچنين از طريق جريان اجتماعي شدن هنجارهاي فرهنگي مان را آموخته و مي پذيريم. هنجارها مفاهيم مناسب و رفتارهاي مورد انتظاري هستند كه بيش تر افراد اجتماع آن ها را پذيرفته اند .
چگونه کاربرد وسیع یک بازی در کودکستان در ساخت یک تمدن تاثیر مستقیم دارد؟
برای روشن شدن اهمیت موضوع مورد بحث به یک مثال ملموس پناه می بریم. در کودکستانهای غربی ها یک بازی بطور بسیار وسیعی استفاده می گردد. در این بازی کودک از قطعات و اجزا پلاستیکی و گاهی چوبی یک ساختمان، ماشین، هواپیما یا هر چیز مختلف دیگری را می سازد. بر پا کردن یا ساختن وسایل و ساختمانهای متفاوت از اجزا مشابه به کودک قدرت ذهنی معجزه آسایی می دهد، طوریکه این کودکان در سطح وسیع قدرت ایجاد یک تمدن سازنده را در آینده میابند. این بازی برای کودکان یک ساله به بالا با تنوع و اشکال بسیاری طراحی می گردد. در فارسی گاهی به این بازی خانه سازی اطلاق می گردد که شاید اسم صحیحی نباشد، چراکه کودک قدرت ساخت وسایل مختلف را از این اجزا دارد. مشکلی که اکنون در زمینه تربیت و آموزش کودکان در غرب مطرح است بازیهای کامپیوتری است. چراکه متخصصین تربیت کودک و روانشناسان کودک به هیچ وجه حاضر نیستند بازیهای کامپیوتری جای این وسیله آموزشی معجزه آسا و به ظاهر ساده را بگیرد. این بازی متنوع و ارزان به بهترین وجه قدرت خلاقیت فرد را بالا برده و مفهوم ساختن اشیاء مختلف از اجزاء مشابه را به کودک می آموزد. وقتی این بازی به صورت گروهی اجرا گردد، مفاهیمی اساسی مانند همکاری، تقسیم کار، نظم و نظایر آن به کودک از این طریق آموزش داده می شود. این مثالی است از تاثیر آموزش حساب شده بر ایجاد یک جامعه سازنده. نگاه موشکافانه به سیستم عملکرد شرکتهای عظیم سازنده محصولات پیشرفته به ما نشان می دهد که اساس کار به ظاهر پیچیده این شرکتها در قواعد بسیار ساده ولی مهمی نهفته است که کودکان غربی آن را در کودکستان از طریق این بازی آموخته اند!
ضرورت و اهمیت آموزش مهارت های اجتماعی
رشد وتحول تمامیت شخصیت
رشد بهنجار
سلامت و بهداشت فرد و خانواده و جامعه
پیش گیری از آسیب های روانی – اجتماعی
کفایت و شایستگی شخصی ،اجتماعی وشغلی
ارتقاء سطح سازگاری و با کیفیت افراد
فرایند اجتماعی شدن
تحقیقات دراز مدت (کاگان و ماس،1962) حاکی از آن است نارسایی های دوران کودکی در زمینه روابط اجتماعی به دوران بزرگ سالی منتقل می شوند.
دانش آموزانی که رفتار های اجتماعی مثبت دارند ،عموما توجه بیشتر معلم را جلب می کنند و میزان توفیق تحصیلی آن ها بیشتر است.
مهارت های اجتماعی در پذیرش کودک نزد همسالان او بسیار مؤثر است.
کودکانی که مهارت های میان فردی بیشتری دارند بهتر می توانند در فعالیت های دوستانه شرکت کنند که این خود در رشد یادگیری رفتار اجتماعی مؤثر است.
مهارت های اجتماعی،جنبه های شناختی ،عاطفی و رفتار مشهود را در بر می گیرد.
به نظر هارت آپ(1970)،جامعه پذیری به پذیرش همسالان منجر می شود ولی قبول همسالان بی تردید جامعه پذیری بیشتری به همراه دارد.
تاکید خاص بر رفتار اجتماعی به قصد آموزش مستقیم منحصرا برای کودکانی مناسب است که در آن ها رفتار اجتماعی برای موفقیت تحصیلی در سطح بسیار پایین قرار دارد.
ملاحظات فرایند رشد ”فروید،اریکسن،پیاژه و کهلبرگ“ از یک سو با انتخاب مهارت های اجتماعی و از سوی دیگر با روش های آموزشی مورد استفاده ارتباط دارد.
اولین گام در برنامه آموزش مهارت های اجتماعی بررسی کودک از دیدگاه معیار های رشد و تعیین سیر تحول لازم برای عمل کرد مورد نظر است.
عوامل اجتماعي شدن
خانواده : درهمه فرهنگها خانواده عامل اصلي و آغازين اجتماعي شدن است كودگ در خانواده چشم به جهان ميگشايد فرايند يادگيري را آغاز ميكند ((خانواده ها جايگاههاي مختلفي در چهارچوب كلي نهادها دارد در بيشتر جوامع سنتي خانواده ايي كه فرد در آن متولد ميشود و تا اندازه زيادي تعيين كننده موقعيت اجتماعي فرد در بقيه زندگاني اش است ))(گيدنز ،1373،ص85 (
گروه همسالان : (همسالان) يكي ديگر از عوامل اجتماعي شدن گروه همسالان است يعني همان گروههاي دوستي كه فرد در آن عضويت دارد ((گر چه هدف عمده گروههاي هم بازي تفريح و سرگرمي است اما اين گونه گروهها پس از خانواده احتمال مهمتريت و موثرترين عامل اجتماعي شدن كودك است)) (كوئن،1379،ص111 (
همسالان به طور منحصر به فرد و عمده در شکل گیری شخصیت، رفتار اجتماعی، ارزش ها و نگرش های یک د یگردخالت دارند.همسالان از طریق فرایندهای تقویت،تنبیه، سرمشق گیری وهمانند سازی یکدیگر را اجتماعی می کنند.
کودکان از طریق سرمشق دهی اعمالی که قابل تقلید است،با تقویت یاتنبیه پاسخ های خاص و با ارزشیابی فعالیت های یکدیگر و بازخوردی که به یکدیگر می دهند در یکدیگر تاثیر می گذارند.
طرد شدن و پذیرفته شدن از سوی همسالان
دوستی ها ،کنش متقابل با دوستان باعث می شود کودک احساسات و عقاید دیگران را درک کند در برابرآن حساس باشد.
گروه همسالان مهارت های اجتماعی مهمی را به کودکان می آموزد که بزرگسالان به هیچوجه نمی توانند آن ها را به کودک بیاموزند:چگونه با همسالان کنش متقابل داشته باشند،چگونه با رهبر ارتباط برقرار کنند،و چگونه با تحکم دیگران ودشمنی کنار آیند.
همسالان به عنوان معلمان مدرسه
مدارس : اجتماعي شدن در مدرسه طي فرايند آموزش كه يك فرايند رسمي است شكل ميگيرد . مدرسه نخستين دستگاه رسمي است كه مسئوليت انتقال دانشها و معارف جامعه را بر عهده دارد و كودك از پنج الي شش سالگي در اين محيط واقع ميشود امروزه با پيشرفت جوامع نهاد آموزش وپرورش نقش بيشتري در فرايند اجتماعي شدن بازي ميكند ((در حالي كه خانواده در جوامع ابتدايي مسئول مستقيم اجتماعي ساختن نخستين دوران كودكي ايت در جوامع پيشرفته اين مسئوليت به سازمانهاي رسمي مانند مدرسه واگذار شده است ))(كوئن،1379،ص 111)
مدرسه زمینه ای برای رشد اجتماعی:مدرسه نهادی اجتماعی و نمایان گر فرهنگی است که مدرسه جزیی از آن به حساب می آید،و به کودک جهان بینی و عادات ورسوم و مهارت ها و دانش خاصی را منتقل می کند(مینوچین و شاپیرو1983)
مدرسه نظام اجتماعی کوچکی است که کودک در آن قواعد اخلاقی ،عرف اجتماعی ، نگرش ها و شیوه های برقراری ارتباط با دیگران را می آموزد.
مدرسه غالبا شبکه ای از گروه همسالان برای کودک مهیا می کند.
نفوذی که مدرسه در اجتماعی کردن کودک دارد هم به دلیل وجود دیگر شاگردان وهم به دلیل وجود معلمان و برنامه های درسی است.
تاثیر خصوصیات معلم،زن ومرد بودن،شخصیت معلم، انتظارات معلم، پاداش و انتقاد معلم
سازمان بندی تحصیلی مدارس،تعلیم و تربیت باز در برابر بسته،روش معلم مدار و فراگیر مدار، یادگیری مشارکتی در برابر رقابت ،جدا سازی کودکان استثنایی درمقابل آموزش تلفیقی و عادی سازی.
رسانه هاي همگاني : رسانه هاي جمعي امروزه نقش بسزايي در فرايند اجتماعي شدن بازي ميكنند . مردم بسياري از طريق خواندن كتابها ،روزنامه ها،تماشا برنامه تلويزيون ، راديو، خواندن مجلات، رفتن به سينما، با هنجارها و ارزشها آشنا ميشوند.((رسانه هاي جمعي بر يكايك اعضاي جامعه بويژه در كشورهاي صنعتي اثري ژرف و امكان ناپذير داشته اند... اين رسانه هاي جمعي براي كودكان و نوجوانان سه تا شانزده سالگي چنان جاذبه اي دارد كه ميانگين وقتي را كه آنها صرف تماشاي تلويزيون ميكند بيش از وقتي است كه در كلاس درس ميگذرانند . قرار گرفتن كودكان در عرصه گسترده برنامه هاي تلويزيوني نقش بسيار با اهميتي را در فرايند اجتماعي شدن كودك )) (كوئن ،1379،ص 112) پس رسانه هاي جمعي نگرش ها و بينشهاي مردم را عميقاً تحت تاثير قرار ميدهند . امروزه اكثر جوامع تحت تاثير آموزش هاي رسانه هاي همگاني هستند .
چگونگي بهره مندي از تلويزيون در توانمندسازي نهاد خانواده در مقابله با آسيب هاياجتماعي،طراحي مديريت پيام،براي نهاد خانواده در چشم انداز توانمند سازي. روش: بررسي تحقيقات مختلف برنامه اي در سيما حاكي از افزايش نياز مخاطبان به آموختن مهارت هاي مختلف براي زندگي بهتر و كنار آمدن با مسائل مختلفي است كه انسجام و همبستگيآنها را تهدي مي كند.تحليل فراواني آسيب هاي مختلف اجتماعي و افزايش آثار آن در نهاد خانواده نشان مي دهد كه نياز به اطلاعات و آگاهي مناسب به عنوان ركن سلامت نهادخانواده بيش از گذشته احساس مي شود.انتظار مخاطبان تلويزيون نيز اين نياز را تاييدمي كند و بر ان تاكيد دارد .ادبيات رسانه و فنون اقناع و اطلاع رساني براي موثر واقع شدن رسانه تلويزيون از ساختار و روش شناسي ويژه اي استفاده مي كند كه سبب موثر واقع شدن پيام مي شود،اما چه پيامي و چگونه بايد مصور و انتقال يابد،كليد توانمندسازيمخاطبان است. نتايج:تلويزيون يكي از ازكان اصلي فرايند اجتماعي شدن است.همين امر سبب مي شود تاكاركرد آموزشي - تربيتي خانواده ها تا حدي و در بعضي موارد بسيار به آن منتقل شود.آنچه در شرايط امروز ايران اهميت فراواني دارد و معرفي و آموزش و توسعه مهارتهاي زندگي و اجتماعي است. رسانه تلويزيون با مخاطب شناسي علمي و اولويت بندي مهارت هاي زندگي و اجتماعي مي تواند نقش موثري در توانمندسازي خانواده ها داشته باشد و با بهره گيري از استعداد هنري و تصويري و خلق مصاديق مناسب با موقعيت هاي مختلف اجتماعي همچون مشاوره موثر عملكند. در عين حال ضروري است همه اين موارد در چشم انداز و امتداد"طراحي رسانه اي"و "مديريت پيام"انجام گيرد و در غير اين صورت تاثير پذيري مخاطب به حداقل ممكن خواهد رسيد. بحث: ظهور تلويزيون بر الگوهاي زندگي روزانه بشدت تاثير گذاشته است.
آن چه کودک از تلویزیون می آموزد بستگی به سطح رشدی کودک و ماهیت برنامه هایی که تماشا می کند ،دارد.
کودکان می توانند از تلویزیون هم رفتار جامعه پسند وهم رفتار پرخاشگرانه را بیاموزند. کودکان برای موقعیت های مختلف زندگی از تلویزیون سناریوهایی را می آموزند. مثلا یاد می گیرند که دیگران در مهمانی، در قرار ملاقات و در هنگام خریدچگونه رفتار می کنند.
در علوم اجتماعي هدفهاي بنياني اي را براي اجتماعي شدن نام مي برند در اين خصوص“ بروس كوئن“ چهار هدف را نام مي برد . 1-شخص (با مهارت هاي ضروري كه براي زندگي در جامعه آشنا ميشود) 2-شخص به طور موثري با ديگران ارتباط برقرار كرده و توانايي خواندن نوشتن وسخن گفتن را پيدا ميكند .3-فرد طي فراينداجتماعي شدن شيوه هاي قابل قبولي از جامعه را براي رفع نيازهاي خود مي آموزد .4- فرد ارزشها و اعتقادات اساسي جامعه را مي آموزد.
استنباط کودکان از مردم و روابط اجتماعی بخش مهمی از دانش آنان را درباره ی جهان تشکیل می دهد. ودر کنش های اجتماعی آنان تاثیر مهمی می گذارد.
مهارت کودک در آگاهی درست از فکر و احساس دیگری به تدریج در طی سال های کودکی ایجاد می شود.
استنباط کودکان از اخلاقیات، عدالت و قواعد تشکیل دهنده قلمرو دیگری از شناخت اجتماعی آنان است.
کودکان دانش اجتماعی را به صورت سناریوهایی کسب می کنند. کودکان به هنگام بازی تخیلی این سناریوها رابه کار می برند ودر کنش های متقابل با دیگران از آن به عنوان راهنما استفاده می کنند.
مهارت هايي كه آموزش داده ميشود بر 10 اصل استوار است:
به دليل نزديكي و همپوشاني اين ده مهارت دو به دو در 5 حوزه تقسيم مي شود:
خودآگاهي و همدلي / ارتباطات اجتماعي و بين فردي / تفكر خلاق و انتقادي/ تصميم گيري و حل مسئله/ مقابله با هيجان و استرس.
نتايج برنامه ها و آموزش مهارت هاي زندگي
از اهداف اصلي برنامه آموزش مهارت هاي زندگي، پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي و ارتقاء سطح بهداشت رواني افراد و جامعه ميباشد اما در كنار اين هدف كلي هدف هاي جزيي تر و اختصاصي تري نيز وجود دارد.
در مجموع اهداف آموزش مهارت هاي زندگي را مي توان به شرح زير تبيين نمود:
توانمند نمودن انسان ها / تقويت فرآيند حل مسئله / تقويت ارزش هاي اجتماعي / تقويت اعتماد به نفس / عزت نفس / هويت فردي و ملي / ارتقاء مهارت هاي اجتماعي در فرآيند اجتماعي شدن / آمادگي فرآيند رشد همه جانبه نوجوانان براي ورود به زندگي بزرگسالي / ارتقاء مهارت هاي تفكر / افزايش مهارت تصميم گيري / ارتقاي سطح فرهنگ در جامعه / تقويت روحيه ي شهروندي و مسووليت پذيري / پيشگيري از خشونت و پرخاشگري / پيشگيري از روابط ناسالم بين دو جنس مخالف / شناخت عوامل آسيب زا (سيگار، مواد مخدر، بزهكاري و ايدز)
ارتباط مؤثر
این توانایی به فرد کمک می کند تا بتواند کلامی و غیر کلامی و مناسب با فرهنگ ، جامعه و موقعیت، خود را بیان کند بدین معنی که فرد بتواندنظرها ، عقاید ، خواسته ها ، نیازها و هیجان های خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران ، در مواقع ضروری، از عوامل مهم یک رابطه سالم است.
روابط بین فردی
این توانایی به ایجاد روابط بین فردی مثبت و مؤثر فرد با انسانهای دیگر کمک می کند. یکی از این موارد ، توانایی ایجاد روابط دوستانه است.که در سلامت روانی و اجتماعی ، روابط گرم خانوادگی ، به عنوان یک منبع مهم روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی دارد.
اجتماعي شدن جنسي
با توجه به آنچه كه در فوق گفته شد ما به تعريف اجتماعي شدن جنسي ميپردازيم :
اجتماعي شدن جنسي به مسئله (( جنسيت)) ميپردازد ،جنسيت به تفاوتهاي روانشناختي اجتماعي و فرهنگي بين زنان ومردان مرتبط است در حالي كه ((جنس)) به تفاوتهاي فيزيكي مرد وزن اشاره دارد دراكثر رويكردهاي جديد اجتماعي اعتقاد بر اين است كه كسي زن يا مرد متولد نميشود بلكه جامعه او را زن يا مرد بار مي آورد. يعني بر چسب هايي كه جامعه به انسان در حين تولد مي دهد و او كم كم با اين برچسب ها ذهنيتش شكل ميگيرد و خود و جهانش را ميشناسد به عنوان مثال صفاتي را كه در جامعه براي مردان به كار مي رود اين است كه
مرد ِ: زرنگ،پولدار،قوي،باكلاس،خوش اندام، شجاع ، تحصيل كرده ،.....
زن ِ : ظريف، زيبا، خوش اندام ، لوند، ناز....
رشد اجتماعی
سه نظریه عمده درباره رشد اجتماعی کودک بر رابطه بین کودک و مادر به عنوان عاملی بسیار مهم وحساس تاکید می کنند.
- نظریه روان تحلیل گری ،کشش کودکان برای دست یافتن به لذت حسی سبب می شود که انرزی عاطفی خود را، که به آن لیبیدو می گویند، صرف افرادی کنند که از طریق ارضای نیازهایشان، مثلا گرسنگی در آن ها ایجاد لذت می کنند.نظریه دیگر بر پی ریزی حس اعتماد در دوران کودکی یعنی دورانی که مادر از کودک مراقبت دایمی می کند،تاکید دارد.
- نظریه یادگیری اجتماعی ،نقشی که والدین در کاهش سایق های بیولوژیکی مانند گرسنگی و تشنگی دارند شالوده پیوند عاطفی مادر و کودک را پی ریزی می کند
- نظریه کردار شناسی. عبارت است از مطالعه حیوانات در محیط طبیعی و مشاهده الگوهای رفتاری آنان. نوزلد انسان به طور ژنتیکی آماده است تا به افرادی که از او مراقبت م کنند دلبسته شود و این دلبستگی ها از لحاظ تحولی دارای ارزش هستند،زیرا به کودک کمک می کنند تا خود را با محیط سازش دهند. دلبستگی عامل مهمی در تامین سلامت رشد عاطفی و اجتماعی کودک در سال های بعدی زندگی است.
اولین رفتار اجتماعی عمده در کودکان لبخند اجتماعی است که در 2 و 3 ماهگی ظاهر می شود.
در شش ماه دوم به افراد خاصی پاسخ می دهند به این افراد تکیه گاه می گویند.
یکی از جنبه های مهم دلبستگی احساس امنیت و عدم امنیت است.
کودکان دلبسته ایمن در سال ها ی قبل از دبسان سازگاری اجتماعی بهتری نشان می دهند. وروابط گرم بیشتری با مادر شان دارند.
وجود رابطه محبت آمیز بین والدین و کودک عامل مهمی برای اجتماعی کردن است.
زبان عموما باعث افزایش عملکردهای شناختی مثل تفکراستدلال،حل مساله و رمز گردانی ورشد مهارت های اجتماعی می شود.
روش های یادگیری مهارت های اجتماعی
یادگیری مشاهده ای – اجتماعی ”باندورا1977“،یادگیری مشاهده ای متضمن چیزی بیشتر از مدیریت وابسته رویدادهای محیطی است. رفتارها از طریق تقلید و مشاهده کنترل شده و توسط برخی فرایندهای واسطه ای آموخته می شوند.
یادگیری از طریق مشاهده و تقلید را می توان فراگیری طبیعی رفتار تلقی کرد .مشاهده یک الگو بر مشاهده گر چنان اثر می گذارد که رفتار بعدی مشاهده گر شبیه به رفتار الگو می گردد.این فرایند یادگیری از طریق مشاهده به اسامی تقلید اظطراری، تقلید تمکینی، یادگیری اتفاقی، یادگیری نیابتی و یاد گیری مشاهده ای خوانده می شود .“براودر،شؤن و لنتز1986“.
یادگیری مشاهده ای – اجتماعی ”باندورا1977“
کودکان اطلاعات و مهارت های بسیاری را از طریق مشاهده آن چه در جهان اجتماعی شان می گذرد از طریق بازسازی شناختی و تعبیر و تفسیر آن چه مشاهده می کنند و از طریق پس آیندهای پاسخ هایشان در تعامل با جهان اجتماعی می آموزند.
اخیرا باندورا“1986“ بر ماهیت خود-تنظیمی انگیزه و عمل آدمی زیر عنوان ”نظریه شناختی- اجتماعی“ تاکید کرده است.
عوامل شناختی و شخصی و نیز تاثیرات محیطی همه در تعامل با هم به عنوان تعیین کننده های یکدیگر کار می کنند.
توانمندی های اساسی در نظریه یادگیری اجتماعی عبارتند از:رمز پردازی،دوراندیشی،یادگیری جانشینی، خود تنظیمی وخوداندیشی.
چهار فرایند یادگیری مشاهده ای
- فرایند ها ی توجهی،اولین گام در یادگیری مشاهده ای مستلزم توجه به الگ یا فعالیت الگو شده است.
- فرایند ها ی به یادآوری، آن جنبه هایی از الگو که مورد توجه مشاهده گر قرار گرفته است ، در شکل رمزی در حافظه بلند مدت نگه داری می شود.
- فرایند ها ی تولیدی، یادگیرنده در این فرایند چندیتن جنبه از فعالیت مدل را که در حافظه به شکل رمزی دارد در عمل باز تولید می کند.
- فرایند ها ی انگیزشی،معین می کنند که یادگیرنده رفتاری را که از طریق مشاهده فرا گرفته شده ابراز می دارد یا که از خود نشان نمی دهد.
یادگیری مشاهده ای و دانش آموزان استثنایی
بسیاری از دانش آموزان استثنایی کم توان فاقد مهارت تقلید الگویی هستند که می بینند یک پیش نیاز مهم برای یادگیریمشاهده ای تقلید تعمیم یافته است. ” تقلید تعمیم یافته“ به عنوان یادگیری قاعده“درست آن چه را من انجام می دهم ، انجام بده“تعریف می شود.(استریفل1981).
بسیاری از دانش آموزان استثنایی کم توان باید این مهارت را بیاموزند تا قادر به یادگیری از طریق مشاهده شوند.
درآغازیادگیرنده باید پاسخ تقلیدی را کسب کند. پس از اسقرار پاسخ تقلیدی ،یادگیرنده باید بتواند رفتارهای مدلی را که می بیند ، تقلید کند.بدون آن که به نشانه ها یا رهنمودها تکیه داشته باشد.سرانجام یادگیرندهتوانایی آموختن از طریق مشاهده را در موقعیت های جدید و با الگوهای جدید و رفتارهای جدید بیاموزد.
برنامه جامع برای یادگیری اجتماعی (گلدستین،1974)
این برنامه بر هدف های رفتاری و ادراکی متکی است.
فرایند این برنامه دارای پنج مرحله است:
- برچسب گذاری. سؤال هایی که نمایان گر ماهیت چیزی است که مورد مطالعه می باشد.(مانند:در این تصویر چه چیزی دیده می شود؟که پاسخ این می تواند باشد:یک سگ بزرگ).
- تفصیل.سؤال هایی که نمایان گر خصوصیات ویژه ای است که مورد مطالعه است.(مانند:درباره سگ چه چیزی را می توانی برایم تعریف کنی؟ شود؟که پاسخ این می تواند باشد:آن یک سگ قهوه ای و بزرگ است،که دم خود را تکان می دهد).
- استنباط. سؤال هایی که نمایان گرنتیجه گیری بر مبنای خصوصیات ویژه است.(مانند: چرا سگ دم خود را تکان می دهد؟که پاسخ آن می تواند چنین باشد:زیرا که صاحبش می خواهد به او غذا دهد.)
۴.پیش بینی. سؤال هایی که نمایان گرپاسخ هایی در باره استنباط های کودک است و او باید اطلاعات بیشتری را ارایه دهد.(مانند:اگر صاحب سگ به او غذا ندهد، چه چیزی اتفاق خواهدافتاد؟ دهد؟که پاسخ آن می تواند چنین باشد:سگ ممکن است عصبانی شود، پارس کند و یا اورا گاز بگیرد).
- تعمیم. سؤال هایی که نمایان گرپاسخ هایی است که بر کاربرد قوانین کلی به دست آمده، ازاطلاعات موجود مبتنی باشد.(مانند:ما باید با یک سگ چگونه رفتار کنیم؟ که پاسخ آن می تواند چنین باشد: مانباید اورا اذیت کنیم، به خصوص که هیکل بزرگ دارد.
مشکل تعامل اجتماعی کودکان عقب مانده ذهنی
کودکان عقب مانده ذهنی در انتقال مفاهیم و کاربرد این مفاهیم از یک موقعیت به موقعیت دیگر مشکل مواجه می باشند. براین اساس باید مهارت های اجتماعی مورد نیاز را مستقیما به آن ها بیاموزیم.ما نمی توانیم از آن ها انتظار داشته باشیم، که این مهارت ها را به طور خودکار از تجارب کلی خود درک کنند وآن را به کار گیرند.
فعالیت های اجتماعی وتفریحی
جای فعالیت های اجتماعی وتفریحی در زندگی بسیاری از افراد عقب مانده ذهنی خالی است. بودجه محدود،طرد توسط افراد بهنجار،فرصت های محدود برای تماس اجتماعی،انزوای تحمیل شده از طرف خود به خاطرعدم اگیزش درونی وفقدان مهارت در استفاده از ساعات فراغت،جملگی مشارکت تفریحی و ارتباطات اجتماعی را کاهش می دهد.
نقش خانواده درآموزش مهارت های اجتماعی افراد عقب مانده ذهنی
برای این که افراد عقب مانده ذهنی بتوانند خود را با زندگی اجتماعی سازگار نمایند،آن ها باید مهارت هایی را که بیشتردر حوزه خودیاری است،کسب نمایند.
شالوک (1978) و همکارانش معتقدند که موفقیت در زندگی اجتماعی به یادگیری مهارت هایی نظیر:شیوه رد وبدل کردن پول،تهیه غذا،تمیز کردن خانه،مرتب کردن لباس و ماقبت از خود نیاز دارد.
تحقیقات نشان داده است، که کمک اعضای خانواده ، نیز برای سازگاری فرد عقب مانده در محیط کار و زندگی از اهمیت برخوردار است.(شالوک،1986) .اگر خانواده به صورتی فعال خود را درگیراین مساله کند، مسلما امرپذیرش فرد عقب مانده ذهنیدر جامعه موفقیت آمیز تر خواهد بود.
فهرست مهارت های اجتماعی
الف)رفتاردر محیط آموزشی
- مراقبت از محیط
- مواجه با موارد اضطراری
- رفتار هنگام صرف نهار
- طریقه رفت وآمد در محیط
ب)رفتار با دیگران
- پذیرفتن مقررات
- مواجهه با تعارض
- جلب توجه دیگران
- احترام به دیگران
- کمک به دیگران
- گفت و شنود با دیگران
- بازی سازمان یافته
- نظر مثبت داشتن نسبت به دیگران
- بازی غیر رسمی
- وسایل خود و دیگران
ج) رفتار مربوط به خود
- پذیرفتن پیامدها
- رفتار اخلاقی
- بیان احساسات
- نظر مثبت نسبت به خود
- رفتار مسؤلانه
- مراقبت از خود
د) رفتار مربوط به کار
- سؤال کردن و پاسخ دادن
- رفتار در کلاس
- بحث کلاسی
- انجام دادن وظیفه
- اجرای دستورات
- فعالیت های گروهی
- کار مستقل
- انجام وظیفه
- انجام کار در برابر دیگران
- کیفیت کار
موانع شکل دهی نظام یافته به رفتار اجتماعی کودکان
نخستین مانع به فرایند رشد مربوط می شود.
فلاول (1963)می نویسد ، کودک در مرحله پیش عملیاتی عمده خودمیان بین است و ”همواره در ایفای نقش یک فرد دیگر و این که نظر خود را همانند بسیاری از نظرات احتمالی دیگران بداند و سعی در هماهنگی با آن ها داشته باشد نسبه ناتوان است“. بر اساس نظریات پیاژه(1965)،خود میان بینی کودک حداقل تا یازده سالگی ادامه دارد و از آن زمان است که او به وجود مقرراتی نه چندان ثابت بلکه قابل تغییر و پرداخته هم فکری یک گروه می پذیرد.
دومین مانع عمده روشی عام است که در آن هدف و مقاصد عاطفی برنامه درسی مطرح می شود(لیلی،1975) اهداف مفاهیم زیر مبهم است:“تعلیم و تربیت همه جانبه کودک“،ایجاد نوعی احساس ارزش شخصی“،“رشد ابتکار و استقلال شخصی“ مشکل این است که این اهداف بسیار مهم وظایف آموزشی فرا روی معلم را مشخص نمی سازند و فراهم آوردن روش های مشخص برای آموزش این اهداف چندان رایج نیست.
سومین مانع که از نظریه های روان شناسی ریشه گرفته است. پرخاشگری در ارتباط متقابل با افراد، اجتناب نا پذیر و حتی ارزشمند تلقی شده است.فروید می گوید تسلط پرخاشگری بر رفتار فرد و جامعه اجتناب ناپذیر است. لارنز(1966) معتقد است پرخاشگری حالتی غریزی و بیولوژیکی است.و این موضوع انسان را از اندیشه تلاش در باره نظم بخشیدن به رفتارهای جامعه پسند دور می سازد.
چهارمین مانع وجود انواع مختلف ”اسطوره ها“ست. به اعتقاد کومز(1979)، اسطوره نوعی عقیده است که عموما از آن دفاع می شود، گاه ریشه در واقعیت ذارد ، رفتار را توجیه می کند و اغلب نهادی می شود. در دو شکل اسطوره ، بر عامل ”رقابت“ در مدرسه تاکید شده است:
- یک اسطوره آموزشی ،می گوید دانش آموزان در محیط های رقابت انگیز پیشرفت تحصیلی بیشتری دارند.
- شکل دیگری از اسطوره های جامعه شناسی و فرهنگی می گوید :“ مدارس باید جوانان را برای زیستن در یک جامعه رقابتی آماده کنند.“این امر بالید از طریق رقابت انجام شود.
پژوهش های متعد د موانع فوق را به نقد و بررسی پرداخته اند.ویافته ها نشان می دهند که می توان مهارت های اجتماعی را همچون همکاری به کودکان آموزش داد.
رفتارهای اجتماعی نامطلوب در بازی کودکان
- طعنه زدن / آسیب رساندن
- ربودن یا چنگ زدن در موقعیت های استثنایی
- انحصاری کردن یا محروم کردن سایر کودکان
- استفاده از نیروی جسمانی وزوربدنی
پیشنهاداتی برای کنترل رفتار و سازگاری اجتماعی
به جای عبارات منفی از عبارات مثبت استفاده کنید.
به جای عبارات دلسرد کننده از عبارات تشویق آمیز استفاده کنید.
به جای عبارات کلی از عبارات مشخص و جزیی استفاده کنید.
به جای تقاضاهای سرزنش آمیز در خواست های دلپذیر به کار ببرید.
در تقاضاهای خود قاطع باشد.
به جای فرمان های عجولانه،دستورهای با آرامش به کار ببرید.
در فعالیت ها به کودک حق انتخاب بدهید.
پرگویی معلم مابانه را به حداقل برسانید.
از تهدید کردن بپرهیزید.
زمینه فعالیت و تحرک کودکان گوشه گیر و خجالتی را فراهم آورید.
