كم توان
محيط قابليت ها
كاركرد
محيط شامل:خانه،مدرسه،شغل،اجتماع حمايت
قابليت ها:هوش ،
مهارتهاي سازشي با توجه به نمودار بالا، قابليت هايي كه در ضلع چپ مثلث نشان داده شده است، دلالت بر اين حقيقت دارد كه كاركرد در عقب ماندگي ذهني به طور مشخصي به محدوديت ها در هوش و مهارتهاي سازشي مربوط مي شود. قابليت هاي افراد در نظريه ي كفايت عمومي،بيانگر آن دسته از اسنادهايي است كه فرد را قادر مي سازد در جامعه ايفاي نقش كند و تعدادي از اسناد به قابليت هاي دروني فرد و تعدادي ديگر به توانايي كاركرد فرد در يك موقعيت اجتماعي مربوط مي شود. قابليت دروني كه بيشترين ارتباط را با تعريف عقب ماندگي ذهني دارد،يك مفهوم هوشي به شمار مي آيد كه در برگيرنده ي شناخت و يادگيري است. بعد مربوط به كفايت اجتماعي كه بيشترين ارتباط را با تعريف عقب ماندگي ذهني دارد،هوش عملي و هوش اجتماعي هستند كه روي هم رفته جزء قابليت هاي بنيادي انسان و مبناي مهارتهاي سازشي را ايجاد مي كند. ضلع راست مثلث،حكايت از انواع محيط هايي دارد كه فرد عقب مانده ذهني در آنها زندگي مي كند،ياد مي گيرد،بازي مي كند،كار مي كند،اجتماعي مي شود و تعامل دارد. محيط هاي مطلوب براي افراد عقب مانده ذهني سه ويژگي دارد.اين گونه محيط ها،فرصت هايي را براي ارضاي نيازهاي شخصي فراهم مي كنند – امكانات رفاه شخصي را در قلمروهاي جسماني،اجتماعي،مادي و شناختي تامين مي سازد – احساس پايداري،امكان پيش بيني و كنترل را ارتقاء مي بخشند.در مقابل محيط هاي نامطلوب،فاقد يك يا چند نوع از اين ويژگي ها هستند. قرار دادن ضلع مربوط به قابليت ها در يك طرف و ضلع مربوط به محيط ها در طرف ديگر،تعامل اين و عامل كاركرد فرد را نشان مي هد. همچنين در اين نمودار اين نكته يادآور است كه نيازهاي حمايتي بازتاب اين است كه فرد چگونه عمل ميكند و چگونه حضور يا عم حضور حمايت ها مي تواند به طور متقابل به كاركرد او تاثير گذارد. حمايت ها جزء مثلث نيستند بلكه حمايت ها،پاسخ هايي به مفهوم عقب ماندگي ذهني محسوب مي شود. عقب ماندگي ذهني هنگامي وجود دارد كه محدوديت هاي هوشي خاصي،توانايي فرد را از نظر مهارتهاي مورد نياز براي زندگي روزانه در اجتماع را تحت تاثير قرار دهد.اگر محدوديت هاي هوشي بر كاركرد فرد اثر واقعي نداشته باشد،در نتيجه فرد دچار عقب ماندگي ذهني نمي شود. كانر(1941)اظهار نظر كرده است كه اشخاص با محدوديت هاي هوشي امكان دارد در موقعيت هاي اجتماعي كمتر پيچيده موفق باشند،زيرا اين گونه موقعي ها،به فعاليت هاي هوشمندانه كمتر نياز دارد.اين مطلب دلالت بر اين دارد كه معني دار بودن نسبي محدويت هاي هوشي خاص،با خواست هاي محيطي ارتباط دارد. عبارت"معني دار بودن نسبي" به اين معناست كه يك روش واحد براي تعريف"عملكرد عقب مانده" وجود ندارد.هر فردي با عقب ماندگي ذهني از نظر ماهيت گستردگي و شدت محدوديت هاي كاركردي اش،متفاوت است واين تفاوت به خواست ها و اجباري هاي گستردگي و شدت محدوديت هاي كاركردي اش،متفاوت است و اين تفاوت به خواست ها و اجباري هاي محيطي و حضور يا عدم حضور حمايت ها بستگي دارد. در تعريف كنوني،اين حقيقت از طريق ضرورت وجود محدوديت در دو يا چند حوزه از حوزه هاي مهارتهاي سازشي منعكس شده است.
بر گرفته از: كتاب عقب ماندگي ذهني
تاليف:انجمن حمايت از عقب ماندگي ذهني امريكا (ويرايش نهم)
ترجمه:دكتر به پژوه و كتر غباري
انتشارات دانشگاه تهران